دیدار شعر

گاهی نگاهی...

دیدار شعر

گاهی نگاهی...

بودن فراتر ازخور و خواب ودیدن و دیدار و گفت وگوست.....
باشیم و بمانیم آنگونه که نقش بردلهانهیم وبرق نگاه ها شویم وتبسمی برلبها.....
هنر انسان بودن بودن ماندگار است.هماره باشیدوبمانید.

آخرین مطالب

مقصد

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۰۳ ب.ظ

زخمی خلوت خیابانی سرد

همچون رخوت ناگزیری،

دست درجیب خمیازه های کسالت :

نجوای نامفهوم جمله ایست،

همدم حس تنهایی ام

نه پیچیده ونه مأنوس،برتراس خانه ی فامیلی

دور

درشهری گمنام،که

ایستگاه راه آهنش

همزاد پلیست،

ایستاده بر گرده ی کوهی صبور….


پا پس میکشید الهام!

و دست خالی ذهنم،

درسیلاب زمخت نفیری آواره، می آشفت!

سوت قطار بود

و رعشه ی اعصاب گلدان ها….


من

سرانجام را پرسیدم

و تو

می پرستیدی رؤیای مقصد را!

ما

راه را یقین کرده بودیم اما

عبور را؟

پل را؟

پرستو را؟

پروانه را؟

پیام را؟

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۲/۰۸
  • ۱۱۰ نمایش
  • ابوالفضل خداوردی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی