دیدار شعر

گاهی نگاهی...

دیدار شعر

گاهی نگاهی...

بودن فراتر ازخور و خواب ودیدن و دیدار و گفت وگوست.....
باشیم و بمانیم آنگونه که نقش بردلهانهیم وبرق نگاه ها شویم وتبسمی برلبها.....
هنر انسان بودن بودن ماندگار است.هماره باشیدوبمانید.

آخرین مطالب

هشدار

سه شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۴۳ ق.ظ


 دقیقه ها
تاکسی میگیرند و میروند!
با چمدان های شلخته شان،
که با دسته وچرخ شکسته
آبروی تورا
   نمیبرند!



 دریا
نه دیکته میگفت و نه لالایی میخواند !
و فاجعه ای میخزید،
 از سمت شرق ساحل سیمانی،
_ که قبرستان قایق های خسته 
 بود_
 باد بی پروا
آتش فندکم را جوید!
من ماندم و صخره ها،
دلواپس موجی که،
باچشمهای دریده اش
سر بدیوار میکوبید !!!!






فاصله ها
کوتاه میشوند.
  شهرها نزدیک
بین دیوارها نجوای تازه ای،
  پای برهنه
مهمان کنج خلوت هاست :
  گاهی
نزدیکتر از نوازش مادر !
 مانوستر از نگرانی پدر
گاهی عمیقتر از نگاه همسر
صمیمیتر از بوی نان،
    ؤگاهی
  شفافتر از عطر سجاده ات........
صدای زنگ هشدار کدام ؟؟؟؟؟؟

  • ابوالفضل خداوردی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی