دیدار شعر

گاهی نگاهی...

دیدار شعر

گاهی نگاهی...

بودن فراتر ازخور و خواب ودیدن و دیدار و گفت وگوست.....
باشیم و بمانیم آنگونه که نقش بردلهانهیم وبرق نگاه ها شویم وتبسمی برلبها.....
هنر انسان بودن بودن ماندگار است.هماره باشیدوبمانید.

آخرین مطالب

متشکرم

چهارشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۴۴ ب.ظ

من از شما متشکرم دوست عزیزم.شما به من لطف دارید ومن یاد گرفته ام که متشکر باشم.از همه ،چرا که احساس میکنم این امتنان چون موج در فضا متبلور خواهد شد وکمترین تاثیر آن تزاید وافزایش ضریب لطف دیگران به سمت من خواهد بود.حسن دیگر این اتفاق این است که وقتی همه ی فضای موجود با باور این که هر عمل و عکس ا لعمل من موجب و موستوجب سپاسگزاری ام خواهد بود،سبب خواهد شد که چیزی واتفاقی بنام حقوق و حق مدنی ام خواسته و ناخواسته محو شود.و سطح توقع من به ژرفنای خضوع و افتادگی محض سقوط کرده و بنده به درجه ی عند تواضع ارتقاع میابم وبصیرتم افزایش یافته و از جمله ی خواص محسوب خواهم شد.
این ماجرا وجه دیگری هم دارد که بازهم موجب امتنان است.وآن این که من شخصی خواهم بود که از خودم متشکر نباشم.حتما به وفور در اطرافتان دیده و میبینید هستند افرادی که براحتی و بسیار و خودبخود و اتوماتیک از خودشان متشکرندو احساس میکنند که با هر تماس و مراوده هر آن ممکن است لطمه ای به این شمایل ایشان وارد شده و نمای بدیعشان دچار خدشه شود....
خب ازاین که اینجا در خدمتتان هستم متشکرم این را عرض کردم که فراموشم نشود چون دل پر دردی دارم و بداهه و مستقیم فقط دارم مینویسم و نمیدانم چه از آب در خواهد آمد ، و گیرمم که از نظر فنون ادبی و نثر قابل قبول شد،اما به چه شکلو شمایل و فونت و فاصله ای منتشر شود؟؟؟؟؟ خدا عالم است!!!!
اگر خدا خواست وحوصله ای بود چند وقتی است در نظر دارم تحلیلی بنویسم مبنی بر نحوه ی توقعات کاربران در دنیای مجازی .یا زیست اینترنتی و چیزی توی همین مایه هاو بنا بر این است فضایی را متصور شوم که با شناخت اندک در روابط توقعات مختلف چگونه نسج پیدا میکند وموجب سرخوردگی خواهد شد.و حتما هر کدام از شما مثال های متعددی در این باب در ذهن و اندیشه دارید.
اما در این مقال: واقعادسترسی به کسانی که نمیخوان در دسترس عموم باشن،خیلی سخته! یک گستره ی بازاز فعالیت جلوی چشمتونه که همگی یکطرفه طرح شده و فقط توی یک سانتی متر جایی که نوشته : ارتباط با ما. و شمارو به یک آدرس ایمیل مرتبط میکنه ،که اونم خدا میدونه که کسی اونو باز میکنه؟ میخونه؟ و اگه در کمال امتنان همه ی این اتفاقا افتاد پاسخی به شما میده؟؟؟؟ اینو اسمشو چی میشه گذاشت؟ قدیما اقلا یک شماره تلفن بود،یک صدای بوق که به مخاطب دلگرمی میدادیا پاسخ یک نفر اونطرف خط...........
ماجرا رو اینجوری خلاصه کنم که: یکی از همین آدمای خود متشکر از سر بیکاری گاهی توی گوگل اسم و فامیل خودشوسرچ میکنه .اونجا یه سایتی به اسم کریاس مخاطبو ارجاع میده به آثار و اشعار و نوشته های آون آقای از خود متشکر.سایتو که باز میکنی با کمال تعجب پروفایل خالی رو میبینی .خب بماند .
میای عضو بشی یکسره ارور میده آخر خسته میشی .توی همون یک سانتیمتر جای تماس با مدیرسایت
ماجرا رو شرح میدی و منتظر پاسخ میمونی .اما دریغ از یک نقطه.این چرخه چند بار هم تکرار میشه اما نتیجه هیچ.
حالا چاره ای جز تشکر داری؟؟؟؟؟



  • ابوالفضل خداوردی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی